![]() |
![]() |
|
| شکست |
|
دلو روزنامه پيچيدم
توي جعبه اي گذاشتم
خوب محکم اونو بستم
راه ديگه اي نداشتم
بردمش اداره ي پست
دادمش برات بيارن
دلو تحويل نگرفتن
پيشه بستها بزارن
گير دادن دلت بزرگه
نميشه اونو فرستاد
مونده بودم چه کنم
دل من ياد تو افتاد
ياد اون روزي که قلبت يدفه مث يه سنگ شد
خاطراتت يادم اومد
دل من دوباره تنگ شد
حالا من اين دل تنگو
ميدمش برات بيارن
اين دفه ميشه فرستاد
انگاري حرفي ندارن
دل من قده يه دنيا
تو رو دوست داره هميشه
پيشم باشي نباشي
عاشق هيشکي نميشه
دل من پيشه تو باشه
اگه ميشه نگهش دار
حس کنم مال تو هستم تا ابد واسه يک بار
دل من اين واره دنيا تو رو دوست داره هميشه |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت 1:36 توسط S H E K A S T |
|
|
نيمه شب آواره بي حسُ حال
در سرم سوداي جامي بي زوال پرسه اي آغاز کرديم در خيال از جدايي دو سالي مي گذشت دل به ياد آورد اول بار را خاطرات اولين ديدار را هم چو رازي مبهم سر بسته بود آمد هم آشيان شد با من او خسته جان بودم که جان شد با من او دامنش شد خوابگاه خستگي واي از آن شب زنده داري تا سحر مست او بودم ز دنيا بي خبر آمدُ در خلوتم دم ساز شد گفتمش ، گفتمش در عشق پا بر جاست دل گر تو زورق بان شوي درياست دل دل ز عشق روي تو حيران شده گفت ؛ گفت در عشقت وفا دارم بدان شوق وصلت را به سر دارم بدان با تو شادي مي شود غم هاي من گفتمش عشقت به دل افزون شده جز تو هر يادي به دل مدفون شده بر لبم بگذاشت لب يعني خموش در سرم جز عشق او سودا نبود ديده جر بر روي او بينا نبود خوبي او شعله آفاق بود روزگار , روزگار اما وفا باما نداشت پيش پاي عشق ما سنگي گذاشت آخر اين قصه هجران بودُ بس يار ما را از جدايي غم نبود بر سر پيمان خود محکم نبود با من ديوانه پيمان ساده بست بي خبر پيمان ياري را گسست آن کبوتر عاقبت از بند رفت با که گويم اون که هم خون من است بخت بد بين وصل او قسمت نشد آن طلا حاصل به اين قيمت نشد عاشقان را خوش دلي تقدير نيست از غمش با دود دم همدم شدم مست مخمور خراب از غم شدم آخر آتش زد دلِ ديوانه را عشقِ من,از من گذشتي خوش گذر خاطراتم را تو بيرون کن ز سر آخر اين يک بار بشنو از من پند عاشقي را دير فهميدي چه سود گر چه آب رفته باز آيد به رود بعد از اين هم آشيانت هر کس است |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم آذر 1385ساعت 1:6 توسط S H E K A S T |
|
|
سلام دوستان من شرمندی همتون هستم سر اولین فرصت به همتون سر می زنم ...... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 10:50 توسط S H E K A S T |
|
|
وقتی نیستی...
وقتي تو نيستي گُُُم مي شه آفتاب
وقتي تو نيستي دنيا شب مي شه |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم فروردین 1385ساعت 9:44 توسط S H E K A S T |
|
|
سلام
سلام به همه ی دوستانی که واقعا شرمندم می کنند امروز اومدم ولی دیگه نمی تونم همیشه آپ کنم ولی باز آپ می کنم
و یک شعر می زارم به احترام همه ی شهدا که اگه نبودن ما هم نبودیم چون دو تن از عزیزانم هم شهید شدن....
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385ساعت 16:49 توسط S H E K A S T |
|
|
سلام به همه به همه ی دوستان که همیشه منو شر منده می کنن
اگه واسه کسی کامنت نزاشتم چون چند وقته نبودم و از امروز نیستم تا یک هفته هر وقت اومدم از شرمندگی همه در می یام.....!
یک شعر می زارم تا بعد...
دل خسته
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 10:30 توسط S H E K A S T |
|
|
از ديار من
اي گل ياس سپد ِ من
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385ساعت 11:27 توسط S H E K A S T |
|
|
سلام دوستان امروز توی کامنت یکی از بهترین دوستانم یه شعر قشنگ نوشته بود واسم که از اینجا به ویلاگش سر بزنید البته آهنگ رو هم دیگه از دوستانم توی وبلاگش گذاشته که اگه وبلاگشو باز کنید می شنوید این هم وبلاگش. می میرم برات
سفرت بخیر… |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم فروردین 1385ساعت 19:46 توسط S H E K A S T |
|
|
تنهايي من فاصله هامون حتا اشك تو چشامون ديگه فايده اي نداره بي كسيامون غربت توي صدامون هيچ كسي باور نداره
بايد بمونم تا هميشه تك تنها هميشه اين دل بشه بازيچه غم ها |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم فروردین 1385ساعت 10:0 توسط S H E K A S T |
|
|
نه كاش مي شد خوابتُ مي ديدم مهربوون ، نَن نَن نَن نَن ننَ نَن نرو ياد تو همسفر خوبم نَن نَن نَن نَن ننَ نَن نرو ...... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم فروردین 1385ساعت 9:58 توسط S H E K A S T |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
شکست توضیحی نداره!!!
|
| پیوندهای روزانه |
|
صادق هدایت بیوگرافی خوزستان بهترین ها آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
دی 1385 آذر 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 |
|
RSS
|